گفت پیلی را آوردند بر سر چشمه‌ای که آب خورد. 

 خود را در آب می دید و می رمید،

  فیلبان می‌پنداشت که از دگران می‌رمد،

  نمی‌دانست که از خود می‌رمد.

  همه ی اخلاق بد 

از ظلم و کين و حسد و حرص و بيرحمی و کبر

 چون در توست نمی بینی و نمی‌رنجی،

  چون آن را در دیگری می‌بینی میرمی و میرنجی.

 مولانا جلال الدین"