ستایش علی(ع)وحشی بافقی

 

شاهد کل الجمال ایزد یکتا علی است پرتو اشراق آن پیدای ناپیدا علی است
معنی فرقان فروغ ملک جان فخرجهان شاهد ایمان شه امکان مه بطحا علی است
سر مطلق والی حق پیشوای ماخلق کاشف اسرار قرآن راز ما اوحی علی است
بلبل گویای اسرار گلستان وجود سر سبحان شاه ایمان ماه او ادنی علی است
بر همه خوبان عالم قبله گاه رحمت اوست جمله پاکان جهان را سرور و مولی علی است
در صف احزاب میر بر همه امت امام نزد خاصان (کان عهدالله مسئولا) علی است
تکیه گاه وی سریر «هل اتی» در قرب دوست زانکه در حب خدا آن فرد بی همتا علی است

حکیم مهدی الهی قمشه ای

علی(ع)

فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی(ع) از خم دوست جوانم به خم موی علی(ع)
طی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست یادآرم به خرابات چو ابروی علی(ع)

 

غزلی زیبا ازشهریار

امشب اي ماه به درد دل من تسکيني
که تو از دوري خورشيد چها مي‌بيني
کاهش جان تو من دارم و من مي‌دانم
سر راحت ننهادي به سر باليني
تو هم اي باديه پيماي محبت چون من
تو هم اي دامن مهتاب پر از پرويني
هر شب از حسرت ماهي من و يک دامن اشک
امشب اي مه تو هم از طالع من غمگيني
همه در چشمه‌ي مهتاب غم از دل شويند
که توام آينه‌ي بخت غبار آگيني
من مگر طالع خود در تو توانم ديدن
برو اي گل که سزاوار همان گلچيني
باغبان خار ندامت به جگر مي‌شکند
که کند شکوه ز هجران لب شيريني
ني محزون مگر از تربت فرهاد دميد
گر خود انصاف کني مستحق نفريني
تو چنين خانه‌کن و دلشکن اي باد خزان
اي پرستو که پيام‌آور فرورديني
کي بر اين کلبه‌ي طوفان‌زده سر خواهي زد
جاودان زي که به دنياي بهشت آئيني
شهريارا گر آئين محبت باشد
                                                  

فاطمه (س)

اي بهشت قرب احمد (ص) فاطمه(س)

ليله قدر محمد (ص) فاطمه(س)

اي سه شب بي قوت واز قوت تو سير

هم يتيم و هم فقير و هم اسير

وحي بي ايثار تو كامل نشد

هل اتي بي نان تو نازل نشد

مدح تو كي با سخن كامل شود

وحي بايد بر قلم نازل شود

اي كه در تصوير انسان زيستي

 كيستي تو كيستي تو كيستي

از شب ميلاد تاآخر نفس

 مصطفي (ص)يك دست را بوسيد و بس

آن هم اي دست خدا دست تو بود

اي برآن لبها و دست تو درود

عقل كل از كل هستي شد جدا

تا چهل شب كرد خلوت با خدا

 اين چهل شب در  سرش شور تو بود

 بهر استقبال از نور تو بود

اي كه از سر تا به پا پيغمبري

بلكه هم پيغمبري هم حيدري

تو رسول الله (ص) شويت بوالحسن (ع)

هر سه يك جانيد با هم در سه تن

بس تويي اي عرش حق را قا ئمه

هم محمد (ص) هم علي (ع) هم فاطمه (س)

بايد اينجا لب فرو بست از بيان

روز محشر قدر تو گردد عيان

صحنه محشر همه پا بست توست

اختيار نار و جنت دست توست

مهر تو روز قيامت هست ماست

ريشه هاي چادرت در دست ماست

روز محشر كار ما با فاطمه (س) است

نقش پيشاني ما يا فاطمه (س) است

از كرامت بر جبين ما همه

ثبت كن هذا محب الفاطمه (س)