شه لب تشنگان
شه لب تشنگان می گفت زیر تیغ قاتل ها
(( الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناول ها ))
به غیر از شاه مظلومان نبینی عاشقی صادق
(( که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها))
سر شه زاده اکبر چون ز تیغ کینه شد منشق
((ز تاب جعد گیسویش چه خون افتاد در دلها))
بگو آماده شو زینب که بعد ظهر عاشورا
((جرس فریاد بردارد که بر بندید محمل ها))
نهان شد زیر خاکستر سر شاه شهید ما
((نهان کی ماند آن رازی که ز او سازند محفل ها))
چو شب شد غرق وحشت در بیابان طفل شه گفتا
(( کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها))
.............................................................
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۹ ساعت ۸:۱۸ ق.ظ توسط علی شفیعی
|