بیستون زندگی
باز باران می سراید قصه ای از زندگی
می نوازد با ترانه شور و عشق بندگی
زیر باران گفتن ناگفته ها و درد دل
موجی از شادابی و شیرینی گویندگی
چشم هایم ابری وچون آسمان بارانی است
باغ احساسم شکوفا گشته با بالندگی
بی سروسامانی و آشوب های دم به دم
می تراود از دلم با سوزش و سوزندگی
یک نگاهت آتش آهم فروزان کرده است
بینوای یک شعاع آنم و تابندگی
باشفیعی داستانی دارد این چشمان تو
نالد او فرهاد وش در بیستون زندگی
علی شفیعی - اصفهان ۱٩/ ۱ /٩٧
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۴:۴ ب.ظ توسط علی شفیعی
|