شهریاری کن نگارا ساز دمسازم بکیر

آسمانی گشته ام پروای پروازم بگیر

هربهار آید سراغت رابگیرم ازچمن

در مناجات ودعا آوای آوازم بگیر

یاد دوران جوانی نوجوانم می کند

وصف عشق و وصف گل از شعر واعجازم بگیر

ناز یوسف را خریداری کنند عشاق مصر

ای عریزا جان من این شهد شیرازم بگیر

آرمیده نوگلی در باغ یاس و نسترن

با شقایق ها خبر ازنرگس نازم بگیر

سرو قدی بر گلستانم صفا بخشیده است

جلوه ی رخسار آن غمخوارطنازم بگیر

لاله گونان دلربایی ها کنند گاه سحر

ای خدا این نامه ی مشتاق تکتارم بگیر

آبشارم جویبارم چشمه ی صاف و روان

آن زلال آبی از سجاده ی رازم بگیر

من که مستم از شمیم وعطر جان افزای یار

این همه راز ونیار ار شوق ابرازم بگیر

یاد خوبان را شفیعا بردل وجانت نگار

صد سپاس وامتنان از مهر واعزازم بگیر